یکی از اصحاب حضرت رضا علیه السلام به نام محمد بن عبیدالله قمی می‌گوید:در خدمت حضرت بودم، بسیار تشنه‌ام بود، ولی نمی‌خواستم که از آن حضرت آب بطلبم. حضرت خودش آب طلبید و کمی نوشید و به من هم داد و فرمود: ای محمد! بنوش، آب خنک و گوارایی است۱

خادم او یاسر نقل می‌کند: وقتی حضرت رضا علیه السلام تنها بود همه همراهان و اطرافیان را از کوچک و بزرگ، دور خود جمع می‌کرد، با آنان حرف می‌زد و با ایشان انس می‌گرفت و همدم آنان می‌شد و هنگام غذا نیز همه آنان را از کوچک و بزرگ، حتی کار پردازخانه و حجامت کننده و... را هم صدا می‌کرد و با خودش سر سفره می‌نشاند و باهم غذا می‌خوردند۲

۱ بحارالانوار، ج 49، ص 31.     

۲عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 159؛ مسند الرضا، ج 1، ص 84.تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان جواد محدثی