«آن روز حضرت از كوچه‏هاى بغداد عبور مى‏كرد و صداى موسیقى از منزل یكى از اشراف ساكن آنجا، تمام كوچه را پر كرده بود. در آن حال، یكى از خدمت‏گزاران همان خانه براى كارى به بیرون منزل آمد. امام كاظم(علیه‏السلام) از این وضعیت شدیدا ناراحت بود، آن خادم را صدا كرد و پرسید: آیا صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟ او گفت: البته كه آزاد است. امام فرمود: «لَوْ كانَ عَبْدا لَخافَ مِنْ مَوْلاهُ؛ (راست مى‏گویى) اگر او بنده بود، از مولاى خود واهمه داشت.»

خادم به خانه برگشت و صاحب منزل كه بُشر بود و در كنار سفره شراب با رفقایش نشسته بود، پرسید: در بیرون منزل با كه صحبت مى‏كردى؟ و او سخنان امام را بیان كرد.

كلمات حیات‏بخش امام آنچنان در اعماق قلب بُشر تأثیر گذاشت كه با پاى برهنه بیرون دوید و خود را به امام رسانیده و از محضرش عذر خواسته، و به دست آن حضرت توبه كرد و بعد از آن، به بُشر حافى موسوم شد و به مقامات عالى معنوى نائل گردید.»

برگرفته از منهاج الكرامة، ص65.