به آنها مراجعه كنید
جناب آقاى شیخ عبدالنبى انصارى داراب ، از فضلاى حوزه علمیه قم ، می گوید:
مدت یك سال بود كه دچار كسالت شدید سردرد و سرگیجه شده بودم و در شیراز سه مرتبه و در قم پنج مرتبه و در تهران سه مرتبه به دكترهاى متعددى مراجعه و داروها و آمپولهاى فراوانى مصرف نموده بودم ، ولى تمام اینها فقط گاهى مسكن بود و دوباره كسالت عود مى كرد. تا این كه یكى از شبها، در عین ناراحتى به سختى به منزل آیة الله بهجت كه یكى از علماى برجسته و از اتقیاى زمان است ، براى نماز جماعت . در بین نماز جماعت حالم خیلى بد بود، طورى كه یكى از رفقا فهمید و پرسید: فلانى مثل این كه خیلى ناراحت هستى ؟
گفتم : مدت یك سال است كه این چنین هستم و هر چه هم به دكتر مراجعه نموده ام و دارو مصرف نموده ام ، هیچ تاءثیرى نداشته .
آن آقا، كه خودش از فضلا و متقین بود، فرمود: ما دكترهاى بسیار خوبى داریم ، به آنها مراجعه كنید.فورا فهمیدم و ایشان اضافه فرمود: متوسل به حضرت زهرا سلام الله علیها شوید كه حتما شفا پیدا مى كنید.
حرف ایشان خیلى اثر كرد و تصمیم گرفتم متوسل شوم . آمدم در خیابان با همان ناراحتى به یكى دیگر از فضلا برخوردم كه او هم حقیر را تحریص بر توسل نمود. پس به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها رفتم و سپس به منزل و در گوشه اى تنها شروع به تضرع و توسل و گریه نمودم و حضرت زهرا سلام الله علیها را واسطه قرار دادم و بعد خوابیدم . شب از نیمه گذشته بود، در عالم خواب دیدم كه مجلسى برقرار شد و چند نفر از سادات در آن شركت داشتند و یكى از آنها بلند شد و براى بنده دعایى كرد.
صبح از خواب بیدار شدم سرم را تكان دادم دیدم هیچ آثارى از سردرد و سر گیجه ندارم ، ذوق كردم و فورا رفتم با حالت نشاط و خوشحالى ، كه مدتى بود محروم بودم ، رفقا را دیدم و عده اى را دعوت كردم و مجلس روضه اى را در منزل برقرار نمودم و ان شاء الله تا پایان عمر این روضه ماهانه خانگى را خواهم داشت و اكنون كه حدود هشت ماه است از این جریان مى گذرد، الحمدلله حالم بسیار خوب و توفیقاتم چندین برابر شده و با كمال امیدوارى اشتغال به درس و تبلیغ داشته ام و دارم.(1)
1) سیّد عبدالحسین دستغیب، داستانهاى شگفت، ص 202 و 200.
منبع:کتاب «360 داستان از فضایل مصائب و كرامات فاطمه زهرا علیهاالسلام»، عباس عزیزى.
صلی الله علیک یا ابا الحسن یا علی بن موسی الرضا و رحمه الله و برکاته